Alimohammad مدیر بخش کشتی کچ وضعيت: آفلاين 8 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 532 امتياز: 3000 تشکر کرده: 19 تشکر شده 20 بار در 16 پست
محل سكونت: تو قلب عشقم
ارسال شده در: سه شنبه، 14 مهر ماه ، 1388 20:48:36 موضوع مطلب: كتاب زندگي نامه ي باتيستا منتشر ش
[RIGHT][SIZE=4]زندگي نامه ها موضوعات جديدي در كشتي كچ حرفه اي نيستند.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]كمپاني دبليو دبليو اي از سال 1990 و با انتشار كتابي كه ميك فولي درباره ي زندگي شخصي اش نوشت شروع به تهيه و تدوين زندگي نامه هاي سوپراستارهاي خود از جمله راك و ريك فلر و استيو استين و جري لاولر و هاك هوگان و ويليام رگال كرد ولي هيچ يك از اين كتاب هاي منتشر شده تاكنون نتونسته كه انتظارات رو بطور كامل براورده كنه.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]در يك نگاه اجمالي كه به سوپراستارهاي هر3 شو يعني راو و اسمكدان و اي سي دبلو انداختم يك نفر وجود داشت كه اصلا فكر نمي كردم بتونه كتابي درباره ي زندگي نامه اش بنويسه ولي وقتي كتابش رو خريدم و خوندم فهميدم كه واقعا بايد زندگي نامه اش رو به صورت كتاب دربياره تا همه بتونن از خوندن چنين كتاب زيبايي لذت ببرن و اون يك نفر كسي نيست جز "باتيستا" مردي كه سابقه ي چندين بار قهرماني كمربند سنگين وزن هاي دنيا رو هم داره.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]اين كتاب كه با نام "باتيستاي ازاد شده" منتشر شده بطور كامل و خيلي مناسب درباره ي زندگي وي توضيح مي ده كه البته بايد از نويسنده ي معروف جرمي رابرتز هم تشكر ويژه اي داشت چون كمك هاي فراواني به باتيستا در نوشتن اين كتاب كرد.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]اما درباره ي قسمت هايي از اين كتاب مي شه به دوران بچگي باتيستا اشاره كرد كه ديويد باوتيستا كه بعدها به باتيستا ملقب شد دوران كودكي خودشو در سال هاي 1970 تا 1980 در شهر طلسم شده ي واشنگتون دي سي گذراند جاييكه در ان زمان به هر علفزاري كه نگاه مي كردي مي تونستي يك جسد رو ببيني و يا وقتي كه روزنامه هارو ورق مي زدي در هر صفحه اش مي تونستي اخباري از قتل عام هاي خونين خانواده ها در واشنگتون رو بخوني.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]اما همين شرايط سخت براي زندگي باعث شد كه باتيستا فردي سر سخت و قوي بار بياد بطوريكه تونست تحت همين شرايط طاقت فرسا رشد كنه و مدتي رو هم در دسته ي جنايتكاران گذراند ولي در نهايت والدينش كه از هم طلاق گرفته بودن مجبور به ترك اين ايالت شدن تا فرزندشون بيشتر از اين ها اسيب نبينه.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]ولي در حقيقت باتيستا خيلي دير به استعداد نهفته اش پي برد و در سن 30 سالگي به عنوان يك بدن ساز شروع به كار كرد و دركنارش از يك كلوب شبانه هم مراقبت مي كرد و به نوعي باديگار انجا بود ولي باتيستا زمانيكه از قهرمان سابق دبليو دبليو سي براي كشتي كچ كار شدن جواب رد شنيد باز هم به تلاش خودش ادامه داد و تمرينات خودش رو بيشتر و بيشتر كرد تا بتونه به ارزوي خودش كه تبديل شدن به يك سوپراستار بود برسه و اين دقيقا همين اتفاقي بود كه براش رخ داد و در سال 1999 باتيستا همراه با يكي از دوستان صميمي خودش براي دسترسي مطلوب به امكانات كشتي كچ به پنيساليوانا كه ايالتي در شرق امريكا هست و مقر تمرينات اهالي جزيره ي ساموا مي باشد عزيمت كردند و انجا محلي شد براي تبديل شدن سريع باتيستا به يك سوپراستار.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]و پس از انجا به او وي دبليو رفت جاييكه اغلب سوپراستارهاي كشتي كچ از انجا كشف شدن و وارد كشتي كچ دره ي ايالت اوهيو شد.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]در همان ايالت اوهيو بود كه جيم كرنت يكي از استعدادياب هاي كشتي كچ درباره ي باتيستا گفت : باتيستا منو ياد نهنگ كتاب عهد عتيق مي اندازه.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]و سپس در اكادمي ا كا ا با يكي ديگه از نوابغ حال حاضر كشتي كچ يعني جان سينا اشنا شد و بعد به عنوان اولين حضورش در كمپاني دبليو دبليو اي همراه با كشيش ديوون حضور يافت و پس از ان به گروه اولوشن پيوست و دركنار تريپل اچ و ريك فلر و رندي ارتن جوان حرفه ي خودشو ادامه داد و همين باعث شد كه باتيستا به يك چهره ي محبوب در كشتي كچ تبديل بشه و بتونه در رقابت هاي مين اونت پي پي وي ها حضور داشته باشه و دركنارش قهرماني رو تجربه كنه.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]همچنين در بخش هايي از اين كتاب خاطرات بسيار جالب و خواندني باتسيتا از كار كردن با بزرگان كشتي كچ ازجمله گلدبرگ و اندرتيكر و اسكات اشتاينر و اج وجود داره كه باتيستا به نحو زيبايي ان لحظات و خاطرات رو توصيف كرده.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]حتي باتيستا از خاطرات جالبي كه در پروازهاي خودش دركنار خانواده ي دبليو دبليو اي داشته براي طرفداراي كشتي كچ مي نويسه كه اين به معني احترام قايل شدن به خوانندگان اين كتاب هست.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]اما فراتر از اين مطالب مي توان به موضوعات زير اشاره كرد كه باتيستا با صداقت كامل براي خوانندگان كتاب نوشته:[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]-ترس باتيستا از پرواز با هواپيما.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]-اخراج شدن از دبيرستان به دليل دعواهاي مكرر.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]-ازدواج هاي ناموفق باتيستا.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]-اختلاف نظر با كاركنان كمپاني دبليو دبليو اي.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]-متنفر بودن باتيستا از اينترنت.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]-تبديل شدن دختر نوجوان باتيستا به عنوان والدين وي.(باتيستا عاشق دخترش هست.)[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]و مطالب جالب و زياد ديگري از زندگي خصوصي باتيستا............[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]به نظر من باتيستا هيچ چيزي از زندگي خودش حتي زندگي خصوصي خودشو از خوانندگان اين كتاب مخفي نكرده و تمام اتفاقات زندگيشو با صداقت كامل توصيف كرده.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]مطمينا از خواندن اين كتاب لذت مي برين و براي باتيستا و خوانواده اش ارزوي خوشي و سلامتي مي كنين.[/RIGHT]
[RIGHT][SIZE=4]هم اكنون كتاب "باتيستاي ازاد شده" در كتاب فروشي هاي معتبر و همچنين در فروشگاه سايت دبليو دبليو اي در دسترس مي باشد.[/SIZE][/RIGHT] _________________ You Think You Know Me.......Think Again
Try Me.......I Will Make You Famous
Alimohammad مدیر بخش کشتی کچ وضعيت: آفلاين 8 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 532 امتياز: 3000 تشکر کرده: 19 تشکر شده 20 بار در 16 پست
محل سكونت: تو قلب عشقم
ارسال شده در: چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388 10:48:54 موضوع مطلب:
اگه كسي هم كتابش رو باترجمه ي فارسي خواست بهم پي ام بده تا براش بفرستم. _________________ You Think You Know Me.......Think Again
Try Me.......I Will Make You Famous
Alimohammad مدیر بخش کشتی کچ وضعيت: آفلاين 8 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 532 امتياز: 3000 تشکر کرده: 19 تشکر شده 20 بار در 16 پست
محل سكونت: تو قلب عشقم
ارسال شده در: پنجشنبه، 16 مهر ماه ، 1388 17:18:39 موضوع مطلب:
ها ها هاااااااااااااااااا...............امير جان! من و بيبيلون.............؟؟؟؟؟!!!!!!!!.........
9 سال رفتم كلاس زبان كه بخوام با بيبيلون متناي انگليسي رو ترجمه كنم..........؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! _________________ You Think You Know Me.......Think Again
Try Me.......I Will Make You Famous
niikka Admin Talar وضعيت: آفلاين 21 تير ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 3242 امتياز: 572 تشکر کرده: 22 تشکر شده 33 بار در 31 پست
محل سكونت: تو دله شما...
ارسال شده در: پنجشنبه، 16 مهر ماه ، 1388 21:46:54 موضوع مطلب:
مسی علی محمد خان _________________ [center]بذار مهمونت کنم من تورو یه جمله / دیدی؟که دلت میگیره تو غروب جمعه؟
وقتی که میشینم به مرور عمرم / میبینم هر روز من مثل غروب جمعست [/cent
trustfull7 کاربر شاخ لویزونی وضعيت: آفلاين 17 ارديبهشت ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 1736 امتياز: 3405 تشکر کرده: 52 تشکر شده 54 بار در 48 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 16 مهر ماه ، 1388 23:46:10 موضوع مطلب:
علی محمد جان مدرک چی گرفتی بعد 9 سال ؟ _________________ [COLOR=#000000][COLOR=#ff0000]وقتی عکسات بود تو قابشون
خوب بود حالمون
شدی با یه بوس آروم...با اون...خنده هات که با دقیقه ها میرن
[/COLOR][/COLOR]
betoche ستوان دوم لویزونی وضعيت: آفلاين 9 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 3577 امتياز: 470 تشکر کرده: 23 تشکر شده 48 بار در 36 پست
محل سكونت: babol --0111
ارسال شده در: يكشنبه، 19 مهر ماه ، 1388 01:54:03 موضوع مطلب:
ایول امیر _________________ اسیر کابوسم تو یلداترین شب تاریخ
...............................................
در تک تک ثانیه هایم تیک تاک ساعت قلبم نام تو را فریاد میزند عشق من
Siyamak Maneger Site وضعيت: آفلاين 11 مرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 3358 امتياز: 3610 تشکر کرده: 106 تشکر شده 85 بار در 72 پست
محل سكونت: تو قلبت
ارسال شده در: يكشنبه، 19 مهر ماه ، 1388 10:17:39 موضوع مطلب:
داش علی محمد دستت درد نکنه _________________ فارسی بنویسید با هم دوست باشید به خدا دو روز دیگه حسرت همین دوستیا رو میخورید
---------
همیشه به یاد خدا باشید
Alimohammad مدیر بخش کشتی کچ وضعيت: آفلاين 8 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 532 امتياز: 3000 تشکر کرده: 19 تشکر شده 20 بار در 16 پست
محل سكونت: تو قلب عشقم
ارسال شده در: دوشنبه، 20 مهر ماه ، 1388 22:48:36 موضوع مطلب:
trustfull7 مي نويسد:
علی محمد جان مدرک چی گرفتی بعد 9 سال ؟
من بعد از 9سال موفق به اخذ مدرك IELTS 7 از موسسه زبان شكوه شدم........ _________________ You Think You Know Me.......Think Again
Try Me.......I Will Make You Famous
betoche ستوان دوم لویزونی وضعيت: آفلاين 9 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 3577 امتياز: 470 تشکر کرده: 23 تشکر شده 48 بار در 36 پست
محل سكونت: babol --0111
ارسال شده در: سه شنبه، 21 مهر ماه ، 1388 01:44:48 موضوع مطلب:
بابا اینو همه جا گفت بیچاره ولش کنین دیگه _________________ اسیر کابوسم تو یلداترین شب تاریخ
...............................................
در تک تک ثانیه هایم تیک تاک ساعت قلبم نام تو را فریاد میزند عشق من